بابا صفرى
249
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
از اين نظر است كه هنرمندان آن را ممتاز از گچبريهاى عالىقاپو و شاهكار هنر گچبرى در ايران ميدانند و صفحات مشبك مستطيل شكلى را ، كه در جلوى دومين طبقهء پنجره هاى چينىخانه از گچ ساخته شده است ، نمونهء بىهمتاى اين هنر مىپندارند . داخل گنبد بزرگ چينىخانه ، تا سر در اشكافها و پنجرهها ، سراسر با اين گچبريها مزين بود ولى چند سال پيش بر اثر نفوذ رطوبت از بالاى گنبد ، قسمت اعظم آن فرو ريخت و اين اثر زيباى تاريخى را ، كه قرنهاى ممتدى سالم بر جاى مانده بود ، در عهد ما با چنين وضع تأسفآورى مواجه گردانيد . اين اثر تاريخى گرچه در شهر اردبيل واقع است ولى در واقع متعلق بهمهء ملت ايران مىباشد زيرا مظهر هنر و كار و زحمت مردم اين مرز و بوم است و حتى قسمتهاى هنرى آن ، مثل گچبريهاى چينىخانه و غيره ، از آن جهة كه علم و هنر وطن و مرز مخصوصى ندارد ، از افتخارات بشريت بشمار ميآيد و از اين رهگذر است كه نقص و خرابى آن هرفرد ايران دوست و علاقمند را متأثر و اندوهگين ميسازد . نگارنده هم در آن موقع مانند ديگر افراد ايرانى از اين واقعهء تأثرآور متأسف بود و در زمانى كه در اوقاف كشور با عنوان معاونت خدمت مينمود مبالغى از اعتبارات مربوط را بدين كار اختصاص داد . اما آن وجه ، طبق توصيهء ارباب تخصص ، صرف خريد و نصب چوب بست بزرگى براى حفظ و نگهدارى باقيماندهء گچبريها از ريزش گرديد و براى مرمت خرابيها تكافو ننمود . اضطرارا از ادارهء كل باستانشناسى استمداد شد و چون آن نيز به جائى نرسيد راه چاره در توسل بشاهنشاه ، كه بخاندان صفوى احترام خاصى قائلند ، منحصر گشت و شرحى بعنوان آنمقام عالى كشور تهيه گرديد . طبيعى است اين نامه وقتى مؤثر ميشد كه بعرض مقام سلطنت ميرسيد و آن خود دشواريهائى همراه داشت . براى رفع آن دشواريها بود كه نامه از قول شخص شاه اسماعيل صفوى نوشته شد و در آبانماه 1346 خورشيدى بوسيلهء رئيس دفتر مخصوص تقديم گرديد و آن نامه چنين بود :